محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
257
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( أضاءت به البلاد بعد الضّلالة المظلمة ، و الجهالة الغالبة . . . ) زندگى عرب سرشار از نادانى و ننگ و عار بود تا آنكه محمد ، اسلام و قرآن را برايشان آورد و آنان از جايگاهى برخوردار شدند . خداوند در اينباره مىفرمايد : « اوست آنكس كه فرستادهاى در ميان بىسوادان از خودشان برانگيخت تا آيات او را برآنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد و [ آنان ] قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند . » « 1 » منظور از گمراهى آشكار در اين آيه همه زشتىها و بدىها و منظور از حكمت همه نيكىها و خوبىها است . ( و النّاس يستحلّون الحريم ) مردم پيش از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به محرمات دست مىزدند . ( و يستذلّون الحكيم ) انسانهاى دانا را حقير شمرده و از هدايتشان بهرهمند نمىشدند . ( يحيون على فترة ) در فاصله بين پيامبران و راهنمايان بشر قرار داشتند ( و يموتون على كفرة ) و بر گمراهى و كفر مىمردند . . . رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله تا به امروز همچنان پايدار است و تا آخرين روز جهان به محبت و همبستگى و عدل و برابرى دعوت مىكند و همه خوبىها و نيكىها را براى مردم مىطلبد . ( ثمّ إنّكم معشر العرب أغراض بلايا قد اقتربت . فاتّقوا سكرات النّعمة ) همه مردم در معرض گرفتارىها و بلايا قرار دارند و هيچ عافيتى بدون بلا وجود ندارد . سختترين گرفتارى آن است كه انسان از جاه و مال خويش خرسند گسته و از سرنوشت و فرجام خود غافل شود . امام عليه السّلام از سرانجام غفلت برحذر مىدارد : ( و احذروا بوائق النّقمة ) اگر در صحت و سلامتى قرار دارى از بيمارى
--> ( 1 ) . هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ جمعه / 62 : 2 .